شيخ حسين انصاريان

50

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

كه نگهش دارد ، ولى خدا پيوسته لطف خود را شامل حال كودك سازد ، تا مردم را به دو راغب كند ، تو نيستى كه عطا مىكنى ، ولى خداست كه هر چه به هر كه خواهد عطا مىكند و اگر بگويى جمع مال براى تقويت سلطنت توست ، خدا براى تو وسيله عبرت از بنى اميه فراهم كرده است كه جمع زر و سيم و آماده كردن ساز و برگ و لشگر و اسب و استر و شتر در برابر ارادهء الهى به زوال ملكشان فايده نداشت . و اگر بگويى جمع مال براى يك هدف عالىتر از مقامى است كه دارى ، به خدا بالاتر از مقام تو مقامى هست ولى ادراك آن ميسر نيست مگر از راهى كه مخالف راه توست . تو نگاه كن آيا مخالف خود را به بدتر از كشتن مجازات توانى كرد ؟ گفت : نه ، در پاسخ گفت : آن پادشاهى كه به تو عطا كرده است آنچه عطا كرده ، گنهكار را به كشتن شكنجه ندهد . او به خوبى مىداند چه در دل دارى و در چه كارى ، چشمت به كجا است و دستت چه كار مىكند و پايت به چه سوى مىرود ، بنگر كه هر آنچه از دنيا را خاص خود كردى ، چون از دستت گرفت چه فايده‌اى برايت دارد در موقعى كه تو را پاى حساب كشيد ! منصور گريست و گفت : كاش آفريده نبودم ، واى بر تو ! چگونه چارهء كار خود كنم ! گفت : همهء مردم را رهبرانى است كه در ديانت خود بدان‌ها پناهنده و به گفتارشان رضا دهند ، تو آنان را محرمان خود بساز تا راه به تو بنمايند و در كارهايت با آن‌ها مشورت كن ، منصور گفت : من به دنبال آنان فرستادم از من گريختند گفت : آرى ، ترسيدند آن‌ها را به راه خودت ببرى ، ولى در خانه‌ات را باز گذار و حجاب را